|
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین علی بن ابیطالب و اللعن علی اعدائهم و منکری فضائلهم الی یوم الدین
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:18  توسط علوی تبار
|
جنگ چند روزه اخیر فلسطین پیام بسیاری را برای مسلمان به همراه داشت . این جنگ بوضوح از تزلزل عواطف انسانی و بشردوستانه اعراب و بخصوص وهابیون پرده برداشت . در حالی که کودکان و زنان بی پناه غزه در خاک وخون می غلطیدند سران وهابیت جام پیروزی با اسرائیل بر هم زدند و سرها را در برف فرو کردند . گویا هنوز از نظر این حضرات وهابی اسلام در خطر نیفتاده است ، اسلام و خدا و دین تنها زمانی به خطر می افتند که پیره زنی از سر تبرک ضریح معصومی را ببوسد یا شیعه مذهبی بر خاک امامی بگرید !
آری نوادگان یزید و شمر اکنون در مقابل قتل عام مسلمانان غزه سکوت اختیار کرده اند . آنچنان که گویی اینان نه مسلمان که انسان نیز نیستند . مسلما این جنگ با همه قربانیان و وقایع تلخش پایان خواهد یافت و تنها چیزی که باقی می ماند شک و تردید در اسلام وهابیت و دستنشاندگی آنها به دشمنان قسم خورده اسلام است . آری دیروز چشم به آزادی کربلا داشتیم و امروز به قدس . لیکن با آزادی قدس که مسلما دور نیست ، فراز دیگری در پیش رو است و آن آزادی مکه از چنگال اسلام نماهای از جنس صهیونیست است . تاریخ را باید تکرار کرد . روزگاری خاتم انبیاء ( ص ) در حمایت ذوالفقار حق کعبه را از چنگ مشرکین بیرون کشید و دیری نپاید که شیعیان علی ( ع ) مکه را باز پس گیرند . انشاالله
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 7:59  توسط علوی تبار
|
مباحثات حسنیه
حکیمانه هایی از نهج البلاغه (۱،۲) فضایل اهل بیت (ع) در بیان فضایل امیر المومنین علی (ع) علي(ع) تنها استاد در قرائت قرآن
خاطرات یک وهابی - و اینگونه هدایت شدم (۱ُو۲و۳و۴) دوزخیان روی زمین - بابیت و شیخیه و وهابیت و دروزیه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:36  توسط علوی تبار
|
عقايـد از دید شیعه و سنی (2) شـيـعـه وسنى متفق القولند كه قرآن كريم كلام خداست وبالاترين مرجع مسلمانان است وهرگز باطلى در آن راه ندارد وقرآن فعلى همان است كه بر پيامبر نازل گشته است . الـبـتـه از هـر دو گـروه مـعدود افرادى قائل به تحريف قرآن شده اندورواياتى در اين زمينه نقل مـى كنند ولى بايد اقرار كرد كه شيعيان اين احاديث را قبول ندارند ولى اهل سنت مجبورند آنهارا بپذيرند چون حتى در كتابهاى صحيح (بخارى ) وصحيح (مسلم ) نيز آمده است كه به دو نمونه اشاره مى كنيم :. 1 (ابن عباس ) مى گويد:. از جـمله آيات قرآن , آيه رجم است وهمچنين ما در كتاب خدامى خوانديم كه : (لا ترغبوا عن ابائكم فـانـه كـفـر بـكـم ان تـرغـبـوا عـن ابـائكـم ) ويـاچنين مى خوانديم : (ان كفرا بكم ان ترغبوا عن ابائكم ) . 2 ـ (ابو موسى اشعرى ) در جمع سيصد نفر قارى اهل (بصره )گفت :. همانا سوره اى مى خوانديم كه شبيه سوره برائت بود, من آن رافراموش كرده ام , فقط يك آيه از آن را از حـفـظ دارم كه مى گويد: (لو كان لابن آدم واديان من مال لابتغى واديا ثالثا ولا يملا جوف ابن آدم الاالـتـراب )وسوره ديگرى شبيه مسبحات نيز مى خوانديم كه فقط اين آيه را به ياد دارم : (يا ايها الذين امنوا لم تقولون ما لا تفعلون فتكتب شهادة فى اعناقكم فتسالون عنها يوم القيامة ). اما نه عموم مردم خواه شيعه وخواه سنى چنين اعتقادى دارندونه علماى اهل تحقيق. الـبته در تفسير وتاويل قرآن اختلاف هست , پشتوانه شيعه دراين موضوع ائمه اهل بيت مى باشند, در حـالـيكه مرجع اهل سنت درتفسير, اصحاب وعلماى اسلام هستند, ولى مى گويند تاويلش را كسى جز خدا نمى داند شيعيان به آيات زير استدلال مى كنند:. 1 ـ (فسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون ) . يعنى : (اگر نمى دانيد, از اهل ذكر بپرسيد). ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:33  توسط علوی تبار
|
لازم به تذکر است که مطالب این وبلاگ ارتباطی به جناب آقای دکتر علیرضا علوی تبار نداشته و تنها نظرات شخصی بنده می باشد و برخلاف اظهار نظر برخی از دوستان سرمان نیز زیر برف نبوده وکاملا متوجه اطراف هستیم .
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:38  توسط علوی تبار
|
اشاره: سخن، پيرامون سيره امام على (ع) در برخورد با مخالفان حكومتالهى حضرت است و برخورد ما. بىترديد نمىتوان حكومتى را يافت كه مخالفنداشته باشد. بدون استثنا همه حكومتها چه حق و چه باطل مخالفدارند. بايد دريابيم كه شيوه صحيح برخورد با مخالفان حكومتچيست و با كسانى كه مبانى نظام را قبول ندارند، چگونه بايدرفتار كرد؟ و آیا ما که مدعی پیروی از مولی علی (ع) هستیم این چنین با مخلفانمان رفتار می کنیم . اين شيوه را امام على (ع) به همه نظامهاى اسلامىآموخته است و حكومتحدودا پنجساله حضرت بهترين الگو را دراين زمينه، عرضه كرده است.(که متاسفانه بسیار کم از آن الگو گرفته ایم) .
اقسام مخالفان
مخالفان حكومتبر دو قسم اند:
1) منتقدان : كه در چهارچوب پذيرفته شده نظام، انتقاد مىكنند وبه سلاح متوسل نمىشوند و به اصطلاح با شيوه سياسى به مبارزاتخود ادامه مىدهند.
2) معارضان : يعنى آنان كه در برابر نظام اسلامى شورش مسلحانهمىكنند.
واضح است نحوه رفتار با اين دو گروه متفاوت است. (بگذریم از اینکه ما در حال حاضر منتقدان و معارضانمان را با یک چوب می رانیم ). شيوهاى كه پيامبر اكرم (ص) و امامان (ع) در برخورد با گروه اولداشتند، اجازه اظهار نظر دادن به مخالفان و سپس روشنگرى آنهابوده است( نه تعطیلی روزنامه ها و زندان و ...). با اينكه پيامبر (ص) و امام على (ع) معصوم بودند و حريم عصمتاقتضا مىكند كه حتى معتقدان به نبوت و ولايت نقد هم نداشته باشند، ولى هرگز اين انوار تابناك جلو انتقاد و اظهار نظر رانمىگرفتند و با سعه صدر و برخوردى توام با مهر و محبت بامنتقدان رفتار مىكردند. مناسب است در اينجا به نمونههايى از اين رفتار، در سيرهپيامبر اكرم (ص) و امام على (ع) اشاره كنيم: ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 8:55  توسط علوی تبار
|
فرقه دروزى از مذهب اسماعيليه انشعاب يافته است كه به دليل غلوى كه در اين فرقه وجود دارد، معمولا همراه با ديگر فرقه هاى غالى ذكر مى شود. در زمان حكومت الحاكم بامرالله ششمين خليفه فاطمى ، گروهى از اسماعيليان درباره الحاكم غلو كردند و او را به درجه خدايى رساندند. اين گروه پس از مرگ الحاكم بر آن شدند كه او غايب شده و روزى به ميان مردم باز خواهد گشت . اينان فرقه دروزى ناميده مى شوند. اين فرقه در مصر پديد آمد و در سوريه رشد كرد و بعدها در لبنان نيز پيروانى يافت و هم اينك پيروان مذهب دروزى در كشورهاى سوريه و لبنان زندگى مى كنند. طبق آمارى كه در اواسط قرن بيستم گرفته شده جمعيت دروزيان در حدود دويست هزار نفر بر آورد مى شود. ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 13:36  توسط علوی تبار
|
'زبان مردم قلم حق است'. اين مثل از مثلهاى قديمى عرب است كه غالباً با حقيقت و واقع وفق داده و منطبق مى شود. مطالبى كه از زبان به زبان و از نسلى به نسل ديگر به ما رسيده مى توانيم به طور كلى نوع آنها را تصديق نماييم و يا صحت و سقم آنها را تشخيص بدهيم. يكى از آن كلمات و القاب شايع بين مردم كه از قديم زبان به زبان به ما رسيده، لقب امام است كه به على بن ابى طالب "ع"اختصاص داده شده و به هيچ يك از خلفاى راشدين اين لقب را نداده اند و هنگامى كه به طور اطلاق و بدون قيد گفته مى شود امام، تمام اذهان متوجه حضرت على "ع" مى گردد و به هيچ كدام از افراد ديگر كه در سمت رهبری مسلمین بر عهده داشته اند امام اطلاق نمى گردد. چرا ؟ مگر آنها پيشواى مسلمانان و راهنماى آنها بعد از پيغمبر "ص" نبودند؟ بودند ، لیکن اين لقب مخصوص حضرت على"ع" شد؛ زيرا بين آنها و على "ع" فرقهاي بسیاری بود. ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 14:12  توسط علوی تبار
|
از همان زمان كه علي بن ابي طالب(عليه السلام) به عنوان رهبر و پيشواي جامعه اسلامي به مردم معرفي شد، ناخالصي هاي برخي از صحابه و دشمني هاي امويان آشكار شد و رفته رفته رو به فزوني نهاد و آنگاه كه آن حضرت رسماً و به درخواست اكثر قريب به اتفاق مردم خلافت را پذيرفت، تقريباً به اوج خود رسيد. بخش عظيمي از اين دشمني ها بدان جهت بود كه خلافت نزد علي بن ابي طالب(عليه السلام) وسيله اي براي احياي حقّ و عدل در جامعه و ميراندن و از ميان برداشتن باطل بود و آن حضرت هرگز نمي خواست به دليل تداوم يافتن حكومت خود، عناصر ناصالح را در سمت هاي حسّاس نظام اسلامي حفظ كند و از ظلم و ستم آنان چشم پوشي نمايد و اين سياست روشن و قاطع را از همان آغازين روزهاي پذيرش خلافت، صريح و روشن در خطابه هاي خويش بيان كرد و با مردم در ميان گذاشت. از اين رو، جبهه گيري ها در برابر آن حضرت آغاز شد و قاسطين و مارقين و ناكثين، هر كدام با روش ها و تاكتيك هاي مخصوص به خود، مقابله با علي بن ابي طالب(عليه السلام) و راه و رسم او را آغاز كردند.
در ايجاد اين دشمني، بني اميه و سپس بني عباس نقش اساسي ايفا كرده، با شهيد و زنداني ساختن و قطع حقوق و امكانات و تحريم اقتصادي و تبليغات گسترده بر ضدّ پيروان اهل بيت(عليهم السلام) تصميم گرفتند، پيامبر(صلي الله عليه وآله) و دودمانش را از حافظه تاريخ حذف كنند. در ذیل به شهادت مظلومانه يكي از پيروان و شيعيان علي بن ابي طالب(عليه السلام) در حرم امن الهي اشاره خواهد داشت كه ريشه در همان فرهنگ ضدّيت با تشيّع دارد. جوان 22 ساله اي به نام ميرزا ابوطالب يزدي، فرزند حاج حسين مهرعلي، در سال 1322هـ . ش. با همسرش، به قصد تشرّف به حج، از راه خرمشهر به كويت رفته و از آنجا با شتر به سرزمين حجاز و مكه حركت مي كنند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 9:14  توسط علوی تبار
|
از آثار معروف در مدينه طيّبه و از بقاع خارج از بقيع،كه تا سال 1355 شمسي مورد توجّه و محلّ زيارت زائران و داراي ساختمان بوده، مرقد شريف جناب عبدالله بن عبدالمطلب پدرگرامي رسول خدا(صلى الله عليه وآله) است. اين بقعه شريف در تاريخ ياد شده، كه به عنوان توسعه مسجدالنبي و ميادين اطراف آن انجام گرفت، به وسيله وهابيان مشرك تخريب گرديد و اينك اثري از آن باقي نيست. بحثي كوتاه در ايمان پدر و مادر پيامبر(صلي الله عليه وآله): به عقيده علما و متكلّمان شيعه و همچنين به عقيده گروهي از عالمان و دانشمندان اهل سنّت و طبق دلائلي از آيات و احاديث از طريق اهل سنّت و شيعه، پدر و مادر رسول خدا(صلي الله عليه وآله)و همه اجداد آن بزرگوار موحد و خداشناس بوده اند و هيچيك از آنان به شرك و بت پرستي آلوده نگرديده اند و نه تنها نطفه پاك رسول خدا(صلي الله عليه وآله) و نور آن وجود مقدّس از صلبهاي پاك و ارحام پاكيزه، به صلب عبداللهِ موحّد و رحم آمنه با ايمان منتقل گرديده بلكه انبياي ديگر نيز داراي چنين ويژگي هستند و از چنين طهارت مولد برخوردار بودند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 9:31  توسط علوی تبار
|
|
|